۱۳۸۸ مرداد ۱۷, شنبه
مقاومت شكوهمند و همدردی بینظیر انسانها
مقاومت شكوهمند و همدردی بینظیر انسانها
آنچه میخوانيد واقعيت است نه حکايت
پا به هستی گذاشتيم که بخنديم يا بگيريم؟اين مرگ است که بر ما سايه افکنده يا حياتیاست دو باره؟«کارلوس فوئنتس»
محال است بگذارم از اينجا بری!دوشنبه 12 امرداد
حوالی پارك ساعی ماموران جوانی را دنبال كردند و با خشونتی وصفناپذير، بیرحمانه او را به زير مُشت و لگد و ضربات باتوم گرفتند. تی شرت جوان در اثر تقلا برای رهايی از چنگ نيروهای انتظامی، از چند سو پاره میشود و تن لُخت و کبودش را به معرض ديد مردم میگذارد. جمعیت با ديدن اين صحنه فجيع يکصدا فریاد میزند: نزنید! ولش كنید
محال است بگذارم از اينجا بری!دوشنبه 12 امرداد
حوالی پارك ساعی ماموران جوانی را دنبال كردند و با خشونتی وصفناپذير، بیرحمانه او را به زير مُشت و لگد و ضربات باتوم گرفتند. تی شرت جوان در اثر تقلا برای رهايی از چنگ نيروهای انتظامی، از چند سو پاره میشود و تن لُخت و کبودش را به معرض ديد مردم میگذارد. جمعیت با ديدن اين صحنه فجيع يکصدا فریاد میزند: نزنید! ولش كنید
فجيع يکصدا فریاد میزند: نزنید! ولش كنید!در اين لحظه چند زن از پيادهرو وارد خيابان شدند و خود را به زیر دست وپای مامورین میاندازند تا سدی باشند در مقابل ضربات باتوم. زنی میانسال كه دهانبندی بر صورت داشت دست در گردن پسر انداخت و سعی میکرد او را به سمت پيادهرو بکشاند تا از چنگ گاردیها رهايی بيابد. یكی از گاردیهای ورزيده و درشت اندام، چنگ بر گردن زن انداخته او را از زمين میکَنَد و به داخل جوی آب پرت میكند.زن جوان دیگری پريشان و گریان و با فریادهای جگر خراش به كمك او شتابيد و خود را به سرو گردن مامور معترض آویزان میكند. زنان و مردان دیگر به هم میگویند برویم كمك مادرش و نگذاریم گاردیها پسرش را به زندان ببرند. در همین حین جوان برهنه را مامورین به سمت شمال خیابان میكشيدند و بعد از سوار کردن او به ترك یكی از موتورسیكلتها، دستانش را از پشت با دستبند پلاستیكی بستند. بلافاصله يکی از افراد لباس شخصی به پشت موتور میپرد و در پشت پسر جوان مینشیند تا مانع رهایی او از سوی زنانی شود که بطرف موتور سیكلت هجوم آورده بودند. پيش از رسيدن مردم موتور سيکلت حركت میكند اما در عوض، گروهی از زنان به همراه چند مرد، فرمانده نیروها را محاصره میكنند و مانع حرکت و پيوستن او به ديگر نیروهایش میگردند.از آنسوی، چند زنی كه از سمت شمالی به طرف جنوب میآمدند و از دور نظارهگر فریادهای خشمآگین زنان بودند، همراه با مادر پسر و چند زن دیگر به وسط خیابان دویدند و راه حركت را بر موتور سیكلتها میبندند. موتورها در نقطهای متوقف میگردند که جمعيت حاضر در پيادهروی شرقی، بهطور دقيق میتوانستند چهره وحشتزده جوان و تن کبود و عريانش را از نزديک ببينند. وقتی نگاه غمگين و ملتمسانه جوان با جمعيت حاضر در پيادهروی شرقی تلاقی نمود، همه متأثر شدند. در اين لحظه زنی میانسال مردم را تشویق میكند که بجنبید، آزادش كنید و الا فردا باید جسدش را از سردخانه تحویل بگیریم!حالا زنان زيادی فرمانده را در محاصره گرفتهاند و مردی میانسال خطاب به فرمانده می گوید باید آزادش كنید! باید آزادش كنید. نمیگذاریم او را ببرید مگر چه كرده؟ در پیاده رو راهپیمایی كرده؟ به چه حقی میزنیدش؟ با فشارهای همه سویه ومتحد مردم و جمع شدن گروه بیشتری از زنان که يکريز جیغ و فریاد میکشيدند، فرمانده سست میشود. حتی زنی كه مصر است به هر قیمتی مانع بازداشت جوان بیگناه گردد، زانو بر زمين میزند، پاهای فرمانده را محکم میگيرد و جیغکشان میگويد: محال است بذارم از اینجا بری! باید آزادش كنی!این صحنه مقاومت شكوهمند و همدردی بینظیر انسانها نسبت به هم، اشك شوق در چشمان بسياری نشاند. بالاخره جوان آزاد شد و دستش در دستان زنان و مادران به پیاده رو آورده شد .جمعیت یك صدا دست زدند و هورا كشیدند چند زن به سمت مادرش رفته و او را غرق بوسه كردند او خیس عرق و خسته از پیكاری نیم ساعته آرام بر سكوی دیواره پارك ساعی نشست و وقتی تعریف و تمجید تشویقآمیز مردم را كه دورش جمع شده و از فداكاری مادرانهاش میگفتند، فروتنانه گفت: من مادرش نیستم!
۱۳۸۸ تیر ۲۰, شنبه
موجی که سر ایستادن ندارد
ساعت 4 است. هنوز خبری از نیروهای امنیتی نیست و این خیلی عجیب است. شاید خواسته اند 18 تیر عادی جلوه کند. با زیاد شدن جمعیت پلیس و بسیج هم به خیابان ها یورش می برند. از روزها قبل مسیرهای مختلفی برای این روز پیش بینی شده بود تا تمرکز پلیس را بر معابر متزلزل کند. بعلاوه پس از گذشته تقریبا یک ماه تعقیب و گریز خیابانی مردم هم بسیار آموخته بودند. استیصال پلیس کاملا مشهود بود.
خیابان کارگراز بالا تا پایین و تمام خیابان های اطراف مملو از جمعیت بود. مردم در دسته های مختلف شعار می دادند پلیس گاز اشک آور می زد. مردم آتشی می افرو ختند و متواری می شدند. کوچه و خیابانی نبود که شعله های آتشی که مردم برافروخته اند از آن پیدا نباشد. دیگر بعد از یکماه گاز اشک آور و فلفل آنقدر عادی شده که همه آماده برخورد با آنند.
ندیدم چه شد، اما انگار لباس شخصی ها دختری را مورد اصابت گلوله قرار دارند. من که رسیدم خونش کف پیاده رو ریخته بود شاهدان می گفتند گلوله به صورتش اصابت کرده. اتوموبیل ها و کنترل بوق زدن های ممتدشان خود به معضلی دیگر برای رژیم بدل شده است. رژیمی که از بوق ماشین ها می هراسد!!! پلاک های اتوموبیل هایی که بوق می زدند را در حمله های ناگهانی از جا در می آوردند. کسانی که دستگیر می شدند به وحشی ترین شکل 5-6 لباس شخصی به سرش می ریختند. از شدت ضربه ها، باتوم یک بسیجی شکست. چند دستگیر شده را هم دیدم که با پا در میانی چند زن مسن آزاد شدند. البته بعد از این که کف زمین خواباندنشان و از صورتشان عکس گرفتند. دیگر فیلمبرداری و عکاسی علنی از مردم عادی شده است.
در خیابان فلسطین جمعیتی که مشغول شعار دادن بود، از چند سو مورد تهاجم قرار گرفت. برخی در خانه ها پناه گرفتند. نیروهای یگان ویژه و لباس شخصی درب خانه ها را می شکستند و داخل می شدند. باز سمت دیگر خیابان از دیدن این همه ددمنشی شعار می دادند. نیروها تنها توانستند حمله کوری برای ساکت کردن مردم آن سمت خیابان انجام دهند و همانطور که گفتم؛ استیصال پلیس مشهود بود. نمی دانستند کجا را جمع کنند.
18 تیر به نظرم روز بزرگی بود. رژیم دست به هر کاری زد. از تعطیل کردن پایتخت گرفته تا تهدید و ارعاب. برخی می گفتند جمعیت سرد شده است. اما این مبارزه شاید از آن مبارزه هاست که لااقل ما تجربه اش را نداریم. یک مبارزه بکر خیابانی بی رهبر که از هیچ کس خط نمی گیرد. مبارزه ای که بلوغ مبارزین در خیابان شکل گرفته و هر روز خلاقیت نوینی را به صحنه مبارزه معرفی می کند. همه چیز دهان به دهان می چرخد و در خیابان به عمل در می آید. پیش بینی آینده بسیار مشکل است اما همه چیز نشان می دهد این موج سر ایستادن ندارد.
19 تیر - گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر
خیابان کارگراز بالا تا پایین و تمام خیابان های اطراف مملو از جمعیت بود. مردم در دسته های مختلف شعار می دادند پلیس گاز اشک آور می زد. مردم آتشی می افرو ختند و متواری می شدند. کوچه و خیابانی نبود که شعله های آتشی که مردم برافروخته اند از آن پیدا نباشد. دیگر بعد از یکماه گاز اشک آور و فلفل آنقدر عادی شده که همه آماده برخورد با آنند.
ندیدم چه شد، اما انگار لباس شخصی ها دختری را مورد اصابت گلوله قرار دارند. من که رسیدم خونش کف پیاده رو ریخته بود شاهدان می گفتند گلوله به صورتش اصابت کرده. اتوموبیل ها و کنترل بوق زدن های ممتدشان خود به معضلی دیگر برای رژیم بدل شده است. رژیمی که از بوق ماشین ها می هراسد!!! پلاک های اتوموبیل هایی که بوق می زدند را در حمله های ناگهانی از جا در می آوردند. کسانی که دستگیر می شدند به وحشی ترین شکل 5-6 لباس شخصی به سرش می ریختند. از شدت ضربه ها، باتوم یک بسیجی شکست. چند دستگیر شده را هم دیدم که با پا در میانی چند زن مسن آزاد شدند. البته بعد از این که کف زمین خواباندنشان و از صورتشان عکس گرفتند. دیگر فیلمبرداری و عکاسی علنی از مردم عادی شده است.
در خیابان فلسطین جمعیتی که مشغول شعار دادن بود، از چند سو مورد تهاجم قرار گرفت. برخی در خانه ها پناه گرفتند. نیروهای یگان ویژه و لباس شخصی درب خانه ها را می شکستند و داخل می شدند. باز سمت دیگر خیابان از دیدن این همه ددمنشی شعار می دادند. نیروها تنها توانستند حمله کوری برای ساکت کردن مردم آن سمت خیابان انجام دهند و همانطور که گفتم؛ استیصال پلیس مشهود بود. نمی دانستند کجا را جمع کنند.
18 تیر به نظرم روز بزرگی بود. رژیم دست به هر کاری زد. از تعطیل کردن پایتخت گرفته تا تهدید و ارعاب. برخی می گفتند جمعیت سرد شده است. اما این مبارزه شاید از آن مبارزه هاست که لااقل ما تجربه اش را نداریم. یک مبارزه بکر خیابانی بی رهبر که از هیچ کس خط نمی گیرد. مبارزه ای که بلوغ مبارزین در خیابان شکل گرفته و هر روز خلاقیت نوینی را به صحنه مبارزه معرفی می کند. همه چیز دهان به دهان می چرخد و در خیابان به عمل در می آید. پیش بینی آینده بسیار مشکل است اما همه چیز نشان می دهد این موج سر ایستادن ندارد.
19 تیر - گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر
۱۳۸۸ تیر ۴, پنجشنبه
پيام همبستگي كارگران ايران با اقدام جهاني اتحاديه هاي كارگري (26 ژوئن)
پيام همبستگي كارگران ايران با اقدام جهاني اتحاديه هاي كارگري (26 ژوئن)
چهار اتحاديه بزرگ بين المللي (ITUC - ITF – IUF – EI ) روز 26 ژوئن – پنجم تيرماه را به عنوان روز حمايت جهاني از حقوق پايه اي كارگران در ايران و مبارزات آنان اعلام كرده اند و قرار است در اين روز اعضاي اين اتحاديه ها در سراسر جهان اقدام به حمايت عملي از مبارزات كارگران در ايران بنمايند .اين همبستگي جهاني با كارگران در ايران يك اقدام تاريخي و بزرگ در مبارزه طبقه كارگر جهاني براي دستيابي به حقوق انساني كارگران در ايران و سراسر جهان است و بي ترديد نقش تاريخي در پيشبرد مبارزات كارگران ايران ايفا خواهد كرد و از سوي ديگر اتحاد و همبستگي جهاني طبقه كارگر را عمق و دامنه بيشتري خواهد بخشيد .ما امضا كنندگان اين بيانيه خود را دوشادوش و همراه اين حركت متحدانه جهاني مي دانيم و از اين طريق ضمن قدرداني عميق از سازماندهي چنين اقدامي از سوي ITUC - ITF – IUF – EI دست سازماندهندگان اين حركت متحدانه جهاني را به گرمي مي فشاريم و درودهاي گرم و بي پايان خود را نثار تمامي كارگران جهان و يكايك اعضاي اين اتحاديه ها مي كنيم. زنده باد همبستگي جهاني طبقه كارگرچهارم تيرماه 1388 - سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه- سنديكاي كارگران نيشكر هفت تپه اتحاديه آزاد كارگران ايران - كميته پيگيري براي ايجاد تشكل هاي آزاد كارگري - انجمن صنفي برق و فلزكار كرمانشاه - جمعي از كارگران نساجي خامنه- کارگران کارخانه پرریس سنندج - كارگران کارخانه بافندگی شین بافت سنندج - کارگران کارخانجات شاهو - كارگران نساجی کردستان -كارگران فرش غرب بافت- كارگران آجر شیل - كارگران شیرپاک آرا- كارگران گونی بافی سما- كارگران آرد فجر- كارگران نیرو رخش- کارگران بخش خدماتی بیمارستان توحید سنندج -جمعی از بازنشستگان شهرستان سنندج -کارگران شرکت فرش غرب کرمانشاه-جمعی از کارگران کارخانه صنایع فلزی شماره 2- جمعي از كارگران لاستيك البرز- جمعی از کارگران شهرستان مریوان- جمعی از کارگران وفعالین شهر کامیاران - جمعی از کارگران و فعالین شهر مشهد- كارگران شرکت کارگلاس تهران– کارگران یراق آلات قم
چهار اتحاديه بزرگ بين المللي (ITUC - ITF – IUF – EI ) روز 26 ژوئن – پنجم تيرماه را به عنوان روز حمايت جهاني از حقوق پايه اي كارگران در ايران و مبارزات آنان اعلام كرده اند و قرار است در اين روز اعضاي اين اتحاديه ها در سراسر جهان اقدام به حمايت عملي از مبارزات كارگران در ايران بنمايند .اين همبستگي جهاني با كارگران در ايران يك اقدام تاريخي و بزرگ در مبارزه طبقه كارگر جهاني براي دستيابي به حقوق انساني كارگران در ايران و سراسر جهان است و بي ترديد نقش تاريخي در پيشبرد مبارزات كارگران ايران ايفا خواهد كرد و از سوي ديگر اتحاد و همبستگي جهاني طبقه كارگر را عمق و دامنه بيشتري خواهد بخشيد .ما امضا كنندگان اين بيانيه خود را دوشادوش و همراه اين حركت متحدانه جهاني مي دانيم و از اين طريق ضمن قدرداني عميق از سازماندهي چنين اقدامي از سوي ITUC - ITF – IUF – EI دست سازماندهندگان اين حركت متحدانه جهاني را به گرمي مي فشاريم و درودهاي گرم و بي پايان خود را نثار تمامي كارگران جهان و يكايك اعضاي اين اتحاديه ها مي كنيم. زنده باد همبستگي جهاني طبقه كارگرچهارم تيرماه 1388 - سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه- سنديكاي كارگران نيشكر هفت تپه اتحاديه آزاد كارگران ايران - كميته پيگيري براي ايجاد تشكل هاي آزاد كارگري - انجمن صنفي برق و فلزكار كرمانشاه - جمعي از كارگران نساجي خامنه- کارگران کارخانه پرریس سنندج - كارگران کارخانه بافندگی شین بافت سنندج - کارگران کارخانجات شاهو - كارگران نساجی کردستان -كارگران فرش غرب بافت- كارگران آجر شیل - كارگران شیرپاک آرا- كارگران گونی بافی سما- كارگران آرد فجر- كارگران نیرو رخش- کارگران بخش خدماتی بیمارستان توحید سنندج -جمعی از بازنشستگان شهرستان سنندج -کارگران شرکت فرش غرب کرمانشاه-جمعی از کارگران کارخانه صنایع فلزی شماره 2- جمعي از كارگران لاستيك البرز- جمعی از کارگران شهرستان مریوان- جمعی از کارگران وفعالین شهر کامیاران - جمعی از کارگران و فعالین شهر مشهد- كارگران شرکت کارگلاس تهران– کارگران یراق آلات قم
کارگران ایرانخودرو: از اعتراضات جهانی جهت احقاق حقوق اتحادیه ای برای کارگران ایران حمایت می کنیم!
اطلاعیه شبکه همبستگی کارگری
اطلاعیه
از اعتراضات جهانی جهت احقاق حقوق اتحادیه ای برای کارگران ایران حمایت می کنیم!
چهار فدراسیون جهانی: فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری (آی.تی.یو.سی)، سازمان آموزش جهانی (ایی.آی)، فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل (آی.تی.اف) و اتحادیه بین المللی صنایع مواد غذایی، کشاورزی و خدمات (آی.یو.اف)؛ با بیش از ١٧٠ میلیون کارگر را در سرتاسر جهان، در فراخوان مشترکی روز جمعه ٢٦ ژوئن برابر با ٥ تیر ماه را روز اقدام جهانی- با خواست اجرای عدالت برای کارگران ایران اعلام کرده اند. در این روز، در اعتراض به نادیده گرفتن پایه ای ترین حقوق اتحادیه ای کارگران و دستگیریهای مستمر در ایران، تظاهرات هائی در مقابل سفارتخانه ها و دفاتر نمایندگی دولت ایران برگزار خواهد گردید.
«شبکه همبستگی کارگری» از این اقدام سراسری حمایت کرده و با مطالبات خود مبنی بر دفاع از مبارزات به حق کارگران ایران، آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و به ویژه کارگران دستگیر شده در اول ماه مه، و ایجاد تشکل مستقل کارگری زیر پرچم «کارگران ایران تنها نیستند» در این تظاهرات های سراسری شرکت خواهد کرد.
«شبکه همبستگی کارگری» از تمامی نهادهای مدافع کارگران ایران در خارج درخواست می کند که در هر نقطه جهان که مستقر هستند، در این تظاهرات ها شرکت کرده و صدای به حق کارگران ایران را به گوش جهانیان برسانند.
شبکه همبستگی کارگری
۴ تیر ۱۳۸۸
اطلاعیه
از اعتراضات جهانی جهت احقاق حقوق اتحادیه ای برای کارگران ایران حمایت می کنیم!
چهار فدراسیون جهانی: فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری (آی.تی.یو.سی)، سازمان آموزش جهانی (ایی.آی)، فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل (آی.تی.اف) و اتحادیه بین المللی صنایع مواد غذایی، کشاورزی و خدمات (آی.یو.اف)؛ با بیش از ١٧٠ میلیون کارگر را در سرتاسر جهان، در فراخوان مشترکی روز جمعه ٢٦ ژوئن برابر با ٥ تیر ماه را روز اقدام جهانی- با خواست اجرای عدالت برای کارگران ایران اعلام کرده اند. در این روز، در اعتراض به نادیده گرفتن پایه ای ترین حقوق اتحادیه ای کارگران و دستگیریهای مستمر در ایران، تظاهرات هائی در مقابل سفارتخانه ها و دفاتر نمایندگی دولت ایران برگزار خواهد گردید.
«شبکه همبستگی کارگری» از این اقدام سراسری حمایت کرده و با مطالبات خود مبنی بر دفاع از مبارزات به حق کارگران ایران، آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و به ویژه کارگران دستگیر شده در اول ماه مه، و ایجاد تشکل مستقل کارگری زیر پرچم «کارگران ایران تنها نیستند» در این تظاهرات های سراسری شرکت خواهد کرد.
«شبکه همبستگی کارگری» از تمامی نهادهای مدافع کارگران ایران در خارج درخواست می کند که در هر نقطه جهان که مستقر هستند، در این تظاهرات ها شرکت کرده و صدای به حق کارگران ایران را به گوش جهانیان برسانند.
شبکه همبستگی کارگری
۴ تیر ۱۳۸۸
۱۳۸۸ خرداد ۳۱, یکشنبه
کمیته هماهنگی:با پرچم مطالبات ضدسرمایه داری خود در تظاهرات خیابانی شرکت کنیم
( به مناسبت انتخابات - ۶)
فضای روزهای پیش از انتخابات روز جمعه ۲۲ خرداد ۸۸ فضای مخالفت با نظام سرمایهداری جمهوری اسلامی در پوشش مخالفت با احمدی نژاد بود. در واقع، مخالفان نظام برای بیان مخالفتشان تاکتیک شرکت در انتخابات با هدف انتخاب گزینه «بد» در مقابل گزینه « بدتر» را اتخاذ کردند. ما در نوشتههای پیشین خود به مناسبت انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری اسلامی در مورد این راهکار رفرمیستی و بستر عینی آن یعنی ضعف و ناتوانی مخالفان نظام به تفصیل سخن گفتهایم و در این جا نمیخواهیم آن سخنان را تکرار کنیم. خوانندگان را به این نوشتهها در سایت و خبرنامههای کمیته ارجاع میدهیم. آن چه میخواهیم در این جا بر آن تأکید کنیم این است که فضای روزهای پیش از انتخابات چیزی شبیه به انتخابات ۲ خرداد ۷۶- البته با روحیه انتقادی تر و تندو تیز مخالفان- را تداعی میکرد. پیش بینی میشد که رأی دهندگان همان گونه که در ۲ خرداد ۷۶ برای انتخاب نشدن ناطق نوری ( کاندیدای جناح اصلی و قدرتمند حاکمیت) به خاتمی رأی دادند، در انتخابات جاری نیز برای انتخاب نشدن احمدی نژاد به طور گسترده در انتخابات شرکت کنند و به موسوی رأی دهند. همین طور هم شد. اما نتیجهیی که اعلام شد پیروزی احمدی نژاد بر موسوی بود!! ظاهرا گردانندگان قدرتمند خیمه شب بازی انتخابات در پشت صحنه آن، از دو گزینه اعلام پیروزی موسوی و «اصلاحاتی» شدن فضای جامعه از یک سو و بیرون آوردن احمدی نژاد از صندوق با تقلب از سوی دیگر گزینه دوم را ترجیح دادند. در واقع، آنان نیز همچون رأی دهندگان فکر میکردند که دارند برای پرهیز از گزینه «بدتر» گزینه « بد» را انتخاب میکنند. یعنی فکر میکردند اعلام پیروزی موسوی باز هم مشکلات ناشی از ۸ یا دست کم ۴ سال اداره قوه مجریه توسط اصلاح طلبان را برای آنان به وجود خواهد آورد، در حالی که تقلب و بیرون آوردن احمدی نژاد از صندوقهای رأی هزینه کمتری برایشان دارد. زیرا این اقدام اگرچه ممکن است در روزهای اول اعلام نتیجه مخالفتهایی را به وجود آورد اما با سرکوب این مخالفتها غائله پایان مییابد و این میلیونها « خس و خاشاک» مخالف به نتیجه اعلام شده تن میدهند. قدرتمداران گرداننده این خیمه شب بازی چندان از درستی اقدام خود مطمئن بودند که نه تنها نیازی ندیدند که فاصله آرای دست چین شده احمدی نژاد و موسوی را اندکی طبیعیتر کنند تا پذیرش آن را از سوی رأی دهندگان به موسوی آسانتر کنند بلکه از موضع قدرت کامل آرای احمدی نژاد را حدود دو برابر آرای موسوی اعلام کردند ( معترضان به نتیجه انتخابات این روزها در تظاهرات خیابانی خود اعتراضشان را به این فاصله آرا این گونه بیان میکنند : « تقلب یه درصد، دو درصد، نه پنجاه و سه درصد!» ) و نیز برای درهم شکستن و روکم کنی کروبی و اطرافیان او آرای او را کمتر از یک درصد کل آرا ( از آرای باطله نیز کمتر) اعلام کردند و با تمسخر و دهنکجی به کروبی در واقع به او گفتند که در میان چهار نفر پنجم شده است!!اما حوادث پس از اعلام نتیجه انتخابات نشان داد که طراحان و گردانندگان این تقلب انتخاباتی به جای گزینه «بد»، برعکس، گزینه «بدتر» را انتخاب کردهاند!! در واقع تنور انتخابات چندان گرم شد که حتی قبای خود این طراحان و گردانندگان را نیز سوزاند!! به نظر میرسد که آنها در محاسبات خود از در نظرگرفتن حداقل دو عامل مهم غفلت کردند. نخست آن که ضعف و ناتوانی و درماندگی توده رأی دهندگان و پناه بردن آنان از دست یک جناح از حاکمیت به جناح دیگری از آن را بیش از آن چه که هست تصور کردند. آنان میپنداشتند که میتوان میلیونها انسان را به عروسکهای خیمه شب بازی بدل کرد، از آنان برای هر چه گرمتر کردن تنور انتخابات سوء استفاده نمود و بعد هم انتخاب آنان را به بیرحمانهترین شکل نادیده گرفت و خیلی راحت به آنها هم چون افرادی مورد سوء استفاده و تجاوز قرارگرفته دهن کجی کرد. اما واکنش این میلیونها رأی دهنده مورد سوء استفاده و تجاوز قرار گرفته نشان داد که آنان هنوز تا حد مورد نظر طراحان و گردانندگان تقلب انتخاباتی درمانده و بیچاره نشدهاند. خطای دیگری که در محاسبات این طراحان و گردانندگان خود را نشان داد این بود که آنان موقعیت کنونی جناح اصلاح طلب را با موقعیت آن در ۲ خرداد ۷۶ یکسان گرفتند. واقعیت این است که در شرایط کنونی، مبارزه جناح سرمایهداری اصلاح طلب برای حضور در قدرت سیاسی برای او حالت مرگ و زندگی را دارد. به عبارت دیگر، به دنبال آشکار شدن ناتوانی اصلاح طلبان در مقابل جناح دیگر در جریان ۸ سال ریاست جمهوری خاتمی - چه برای توده مردمی که به او رأی داده بودند و چه برای سرمایهداران اصلاح طلب – اگر آنان در اوضاع کنونی نیز از جناح رقیب شکست بخورند و از قدرت سیاسی حذف شوند در واقع مرگ سیاسی یا دست کم غیبت طولانی خود را از صحنه سیاست رقم زدهاند. در حالی که اصلاح طلبان در مقطع ۲ خرداد ۷۶ در چنین وضعیتی نبودند. یعنی مجبور نبودند که همچون اکنون به قیمت به خیابان آوردن میلیونها انسان مخالف جمهوری اسلامی بر حضور خود در قدرت سیاسی پافشاری کنند.به هر تقدیر، تحلیل طراحان و گردانندگان اصلی انتخابات اشتباه از کار درآمد. به طوری که اینک جناح اصلی و قدرتمند جمهوری اسلامی به مخمصه افتاده است : اگر بر نتیجه اعلام شده یعنی ریاست جمهوری احمدی نژاد پافشاری کند در واقع نفت بیشتری بر آتش شعلهور شده میپاشد و چه بسا ادامه این پافشاری کار را به آن جا بکشاند که نه از تاک نشان بماند نه از تاکنشان. در عین حال، اگر عقب نیز بنشیند و تن به ابطال انتخابات بدهد، شکست سنگینی خورده است، نه تنها از اصلاح طلبان بلکه - و این به مراتب مهمتر است - از میلیونها انسان مخالفی که از حکومت آن به جان آمدهاند. صرف نظر از این که جناح اصلی و قدرتمند سرمایهداری جمهوری اسلامی کدام یک از این دو شق را انتخاب کند در یک نکته هیچ تردیدی نیست و آن هزینهیی است که این جناح باید بپردازد. البته جناح مذکور در این مورد نیز چارهیی ندارد جز این که از میان «بد» و «بدتر» گزینه «بد» را انتخاب کند ( گویا در جهنم سرمایهداری ایران سرنوشت هر چیزی به انتخاب بین «بد» و «بدتر» گره خورده است!!). به نظر میآید که جناح حاکم دارد به این نتیجه میرسد که گزینه دوم هزینه کمتری دارد. سیر حوادث روزهای اخیر به ویژه پس از راه پیمایی میلیونی معترضان در تهران در روز دوشنبه ۲۵/۳/۸۸ بوی سازش بین دو جناح از یک سو و سرکوب خونین مخالفان نظام از سوی دیگر را میدهد. پس از این تظاهرات میلیونی و کشتار ۷ نفر و زخمی شدن ۲۹ نفر از مردم معترض، تجمعات بعدی از تلاش حامیان موسوی و خاتمی و کروبی و هاشمی رفسنجانی برای کاهش حدت اعتراض ها، مهندسی آنها به سوی سکوت و سیاه پوشی و عزاداری و «الله اکبر» گفتن و محدود کردن شعارهای معترضان به صرف تقلب در انتخابات و خواست ابطال انتخابات حکایت میکند. از سوی دیگر، این گفته سخنگوی شورای نگهبان که «ابطال انتخابات دور از ذهن نیست» این گمان را تقویت میکند که جناح اصلی قدرت سیاسی دارد به سمت گزینه دوم پیش میرود. با این همه، در این مورد نیز احتمال اشتباه این جناح یعنی انتخاب گزینه اول به جای گزینه دوم دور از ذهن نیست.اما همه اینها را گفتیم تا به اینجا برسیم که : ما کارگران در کجای این اوضاع ایستادهایم و چه کار باید بکنیم؟ بدیهی است که جنگ بین دو جناح طبقه سرمایهدار و نمایندگان سیاسی آنها برای گرفتن سهم بیشتری از قدرت نه تنها جنگ ما نیست، بلکه دقیقا برای تشدید استثمار و سرکوب بیش از پیش ما صورت میگیرد. اما از این نکته درست به هیچ وجه نباید بیتفاوتی ما را نسبت به اوضاع پیش آمده نتیجه گرفت. ما میتوانیم و باید این وضعیت را به عرصه دیگری برای مبارزه در جهت تحقق مطالبات ضدسرمایه داری خود تبدیل کنیم. عرصههای اصلی تاکنون، اعتراض ما یکی عرصه مبارزه با بیکارسازیها و تعویق دستمزدها بوده، که راهکار پیشنهادی ما برای مقابله با آن تصرف کارخانهها و به طور کلی مراکز کار و تولید در معرض تعطیل است، و دیگری اعتراض و مقاومت در برابر شکلهای مختلف تشدید استثمار و سرکوب، که در این مورد نیز راهکار پیشنهادی ما اعتصاب است. اکنون و با توجه به اوضاع پیش آمده، ما ضمن تأکید بر لزوم سراسری کردن دو راهکار فوق به ویژه در شرایط کنونی، راهکار دیگری را نیز در کنار راهکارهای فوق پیشنهاد میکنیم و آن حضور فعال و سازمان یافته در تظاهرات خیابانی با پرچم مطالبات ضدسرمایه داری کارگران است، که در «منشور مطالبات پایهیی طبقه کارگر ایران» آمده است. ما - مستقل از این که کدام جناح طبقه سرمایهدار بر دیگری پیروز میشود و با پرهیز از تبدیل شدن به سیاهی لشکر این یا آن جناح - میتوانیم و باید با تشکیل شوراهای ضدسرمایه داری خود در محلهای کار و زندگی و پیوند این شوراها برای ایجاد شورای سراسری طبقه کارگر ایران سه راهکار فوق را به گونهیی سنجیده و هوشیارانه باهم تلفیق کنیم تا از حالت ضعف و ناتوانی و انفعال کنونی و بستر به قدرت رساندن یک بخش از طبقه سرمایهدار در مقابل بخش دیگر بیرون آمده و مطالبات خود را قدرتمندانه بر کل طبقه سرمایهدار و دولت آن تحمیل کنیم و بدین سان راه را برای مراحل بعدی برچیدن تمامی بساط نظام بردگی مزدی هموار سازیم.
کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری
۲۸ خرداد ۱۳۸۸
www.hamaahangi.com
khbitkzs@gmail.com
فضای روزهای پیش از انتخابات روز جمعه ۲۲ خرداد ۸۸ فضای مخالفت با نظام سرمایهداری جمهوری اسلامی در پوشش مخالفت با احمدی نژاد بود. در واقع، مخالفان نظام برای بیان مخالفتشان تاکتیک شرکت در انتخابات با هدف انتخاب گزینه «بد» در مقابل گزینه « بدتر» را اتخاذ کردند. ما در نوشتههای پیشین خود به مناسبت انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری اسلامی در مورد این راهکار رفرمیستی و بستر عینی آن یعنی ضعف و ناتوانی مخالفان نظام به تفصیل سخن گفتهایم و در این جا نمیخواهیم آن سخنان را تکرار کنیم. خوانندگان را به این نوشتهها در سایت و خبرنامههای کمیته ارجاع میدهیم. آن چه میخواهیم در این جا بر آن تأکید کنیم این است که فضای روزهای پیش از انتخابات چیزی شبیه به انتخابات ۲ خرداد ۷۶- البته با روحیه انتقادی تر و تندو تیز مخالفان- را تداعی میکرد. پیش بینی میشد که رأی دهندگان همان گونه که در ۲ خرداد ۷۶ برای انتخاب نشدن ناطق نوری ( کاندیدای جناح اصلی و قدرتمند حاکمیت) به خاتمی رأی دادند، در انتخابات جاری نیز برای انتخاب نشدن احمدی نژاد به طور گسترده در انتخابات شرکت کنند و به موسوی رأی دهند. همین طور هم شد. اما نتیجهیی که اعلام شد پیروزی احمدی نژاد بر موسوی بود!! ظاهرا گردانندگان قدرتمند خیمه شب بازی انتخابات در پشت صحنه آن، از دو گزینه اعلام پیروزی موسوی و «اصلاحاتی» شدن فضای جامعه از یک سو و بیرون آوردن احمدی نژاد از صندوق با تقلب از سوی دیگر گزینه دوم را ترجیح دادند. در واقع، آنان نیز همچون رأی دهندگان فکر میکردند که دارند برای پرهیز از گزینه «بدتر» گزینه « بد» را انتخاب میکنند. یعنی فکر میکردند اعلام پیروزی موسوی باز هم مشکلات ناشی از ۸ یا دست کم ۴ سال اداره قوه مجریه توسط اصلاح طلبان را برای آنان به وجود خواهد آورد، در حالی که تقلب و بیرون آوردن احمدی نژاد از صندوقهای رأی هزینه کمتری برایشان دارد. زیرا این اقدام اگرچه ممکن است در روزهای اول اعلام نتیجه مخالفتهایی را به وجود آورد اما با سرکوب این مخالفتها غائله پایان مییابد و این میلیونها « خس و خاشاک» مخالف به نتیجه اعلام شده تن میدهند. قدرتمداران گرداننده این خیمه شب بازی چندان از درستی اقدام خود مطمئن بودند که نه تنها نیازی ندیدند که فاصله آرای دست چین شده احمدی نژاد و موسوی را اندکی طبیعیتر کنند تا پذیرش آن را از سوی رأی دهندگان به موسوی آسانتر کنند بلکه از موضع قدرت کامل آرای احمدی نژاد را حدود دو برابر آرای موسوی اعلام کردند ( معترضان به نتیجه انتخابات این روزها در تظاهرات خیابانی خود اعتراضشان را به این فاصله آرا این گونه بیان میکنند : « تقلب یه درصد، دو درصد، نه پنجاه و سه درصد!» ) و نیز برای درهم شکستن و روکم کنی کروبی و اطرافیان او آرای او را کمتر از یک درصد کل آرا ( از آرای باطله نیز کمتر) اعلام کردند و با تمسخر و دهنکجی به کروبی در واقع به او گفتند که در میان چهار نفر پنجم شده است!!اما حوادث پس از اعلام نتیجه انتخابات نشان داد که طراحان و گردانندگان این تقلب انتخاباتی به جای گزینه «بد»، برعکس، گزینه «بدتر» را انتخاب کردهاند!! در واقع تنور انتخابات چندان گرم شد که حتی قبای خود این طراحان و گردانندگان را نیز سوزاند!! به نظر میرسد که آنها در محاسبات خود از در نظرگرفتن حداقل دو عامل مهم غفلت کردند. نخست آن که ضعف و ناتوانی و درماندگی توده رأی دهندگان و پناه بردن آنان از دست یک جناح از حاکمیت به جناح دیگری از آن را بیش از آن چه که هست تصور کردند. آنان میپنداشتند که میتوان میلیونها انسان را به عروسکهای خیمه شب بازی بدل کرد، از آنان برای هر چه گرمتر کردن تنور انتخابات سوء استفاده نمود و بعد هم انتخاب آنان را به بیرحمانهترین شکل نادیده گرفت و خیلی راحت به آنها هم چون افرادی مورد سوء استفاده و تجاوز قرارگرفته دهن کجی کرد. اما واکنش این میلیونها رأی دهنده مورد سوء استفاده و تجاوز قرار گرفته نشان داد که آنان هنوز تا حد مورد نظر طراحان و گردانندگان تقلب انتخاباتی درمانده و بیچاره نشدهاند. خطای دیگری که در محاسبات این طراحان و گردانندگان خود را نشان داد این بود که آنان موقعیت کنونی جناح اصلاح طلب را با موقعیت آن در ۲ خرداد ۷۶ یکسان گرفتند. واقعیت این است که در شرایط کنونی، مبارزه جناح سرمایهداری اصلاح طلب برای حضور در قدرت سیاسی برای او حالت مرگ و زندگی را دارد. به عبارت دیگر، به دنبال آشکار شدن ناتوانی اصلاح طلبان در مقابل جناح دیگر در جریان ۸ سال ریاست جمهوری خاتمی - چه برای توده مردمی که به او رأی داده بودند و چه برای سرمایهداران اصلاح طلب – اگر آنان در اوضاع کنونی نیز از جناح رقیب شکست بخورند و از قدرت سیاسی حذف شوند در واقع مرگ سیاسی یا دست کم غیبت طولانی خود را از صحنه سیاست رقم زدهاند. در حالی که اصلاح طلبان در مقطع ۲ خرداد ۷۶ در چنین وضعیتی نبودند. یعنی مجبور نبودند که همچون اکنون به قیمت به خیابان آوردن میلیونها انسان مخالف جمهوری اسلامی بر حضور خود در قدرت سیاسی پافشاری کنند.به هر تقدیر، تحلیل طراحان و گردانندگان اصلی انتخابات اشتباه از کار درآمد. به طوری که اینک جناح اصلی و قدرتمند جمهوری اسلامی به مخمصه افتاده است : اگر بر نتیجه اعلام شده یعنی ریاست جمهوری احمدی نژاد پافشاری کند در واقع نفت بیشتری بر آتش شعلهور شده میپاشد و چه بسا ادامه این پافشاری کار را به آن جا بکشاند که نه از تاک نشان بماند نه از تاکنشان. در عین حال، اگر عقب نیز بنشیند و تن به ابطال انتخابات بدهد، شکست سنگینی خورده است، نه تنها از اصلاح طلبان بلکه - و این به مراتب مهمتر است - از میلیونها انسان مخالفی که از حکومت آن به جان آمدهاند. صرف نظر از این که جناح اصلی و قدرتمند سرمایهداری جمهوری اسلامی کدام یک از این دو شق را انتخاب کند در یک نکته هیچ تردیدی نیست و آن هزینهیی است که این جناح باید بپردازد. البته جناح مذکور در این مورد نیز چارهیی ندارد جز این که از میان «بد» و «بدتر» گزینه «بد» را انتخاب کند ( گویا در جهنم سرمایهداری ایران سرنوشت هر چیزی به انتخاب بین «بد» و «بدتر» گره خورده است!!). به نظر میآید که جناح حاکم دارد به این نتیجه میرسد که گزینه دوم هزینه کمتری دارد. سیر حوادث روزهای اخیر به ویژه پس از راه پیمایی میلیونی معترضان در تهران در روز دوشنبه ۲۵/۳/۸۸ بوی سازش بین دو جناح از یک سو و سرکوب خونین مخالفان نظام از سوی دیگر را میدهد. پس از این تظاهرات میلیونی و کشتار ۷ نفر و زخمی شدن ۲۹ نفر از مردم معترض، تجمعات بعدی از تلاش حامیان موسوی و خاتمی و کروبی و هاشمی رفسنجانی برای کاهش حدت اعتراض ها، مهندسی آنها به سوی سکوت و سیاه پوشی و عزاداری و «الله اکبر» گفتن و محدود کردن شعارهای معترضان به صرف تقلب در انتخابات و خواست ابطال انتخابات حکایت میکند. از سوی دیگر، این گفته سخنگوی شورای نگهبان که «ابطال انتخابات دور از ذهن نیست» این گمان را تقویت میکند که جناح اصلی قدرت سیاسی دارد به سمت گزینه دوم پیش میرود. با این همه، در این مورد نیز احتمال اشتباه این جناح یعنی انتخاب گزینه اول به جای گزینه دوم دور از ذهن نیست.اما همه اینها را گفتیم تا به اینجا برسیم که : ما کارگران در کجای این اوضاع ایستادهایم و چه کار باید بکنیم؟ بدیهی است که جنگ بین دو جناح طبقه سرمایهدار و نمایندگان سیاسی آنها برای گرفتن سهم بیشتری از قدرت نه تنها جنگ ما نیست، بلکه دقیقا برای تشدید استثمار و سرکوب بیش از پیش ما صورت میگیرد. اما از این نکته درست به هیچ وجه نباید بیتفاوتی ما را نسبت به اوضاع پیش آمده نتیجه گرفت. ما میتوانیم و باید این وضعیت را به عرصه دیگری برای مبارزه در جهت تحقق مطالبات ضدسرمایه داری خود تبدیل کنیم. عرصههای اصلی تاکنون، اعتراض ما یکی عرصه مبارزه با بیکارسازیها و تعویق دستمزدها بوده، که راهکار پیشنهادی ما برای مقابله با آن تصرف کارخانهها و به طور کلی مراکز کار و تولید در معرض تعطیل است، و دیگری اعتراض و مقاومت در برابر شکلهای مختلف تشدید استثمار و سرکوب، که در این مورد نیز راهکار پیشنهادی ما اعتصاب است. اکنون و با توجه به اوضاع پیش آمده، ما ضمن تأکید بر لزوم سراسری کردن دو راهکار فوق به ویژه در شرایط کنونی، راهکار دیگری را نیز در کنار راهکارهای فوق پیشنهاد میکنیم و آن حضور فعال و سازمان یافته در تظاهرات خیابانی با پرچم مطالبات ضدسرمایه داری کارگران است، که در «منشور مطالبات پایهیی طبقه کارگر ایران» آمده است. ما - مستقل از این که کدام جناح طبقه سرمایهدار بر دیگری پیروز میشود و با پرهیز از تبدیل شدن به سیاهی لشکر این یا آن جناح - میتوانیم و باید با تشکیل شوراهای ضدسرمایه داری خود در محلهای کار و زندگی و پیوند این شوراها برای ایجاد شورای سراسری طبقه کارگر ایران سه راهکار فوق را به گونهیی سنجیده و هوشیارانه باهم تلفیق کنیم تا از حالت ضعف و ناتوانی و انفعال کنونی و بستر به قدرت رساندن یک بخش از طبقه سرمایهدار در مقابل بخش دیگر بیرون آمده و مطالبات خود را قدرتمندانه بر کل طبقه سرمایهدار و دولت آن تحمیل کنیم و بدین سان راه را برای مراحل بعدی برچیدن تمامی بساط نظام بردگی مزدی هموار سازیم.
کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری
۲۸ خرداد ۱۳۸۸
www.hamaahangi.com
khbitkzs@gmail.com
اشتراک در:
پستها (Atom)